تبلیغات
آموزش کسب و کار اینترنتی
 
آموزش کسب و کار اینترنتی
آموزش کسب و کار اینترنتی، کسب و کار اینترنتی، موفقیت کسب و کار اینترنتی، مدیریت کسب و کار اینترنتی
جستجو در گوگل



    در این وبلاگ
    در كل اینترنت
View Elham Maddah's profile on LinkedIn
گوگل پلاس
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها




بازاریابی محتوا چیست

بازاریابی محتوا چیست " کسب و کار اینترنتی، آموزش کسب و کار اینترنتی، موفقیت کسب و کار اینترنتی"


بازاریابی محتوا یکی از ارکان اصلی هر کسب و کاری از جمله کسب و کار اینترنتی می­باشد، شما با آموزش کسب و کار اینترنتی و چگونگی انجام بازاریابی محتوایی می توانید به راحتی موفقیت کسب و کار اینترنتی خودتان را تضمین کنید. با آموزش­های ما در زمینه کسب و کار اینترنتی همراه باشید.

چه اتفاقی افتاده است که شکل سنتی بازاریابی و تبلیغات، به سمت بازاریابی محتوا حرکت کرده است؟

اتفاقات زیادی در سالهای اخیر باعث شد که روند و مسیر حرکت بازاریابی از بازاریابی سنتی به بازاریابی محتوا تغییر کند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات، ایجاد احساس آگاهی و دانش در ذهن مشتریان بود.

اگر الان حدود صد سال قبل بود و به تازگی خودرو وارد کشورهای مختلف می‌شد، احتمالاً من و شما با هیجان، به خودروها نگاه می‌کردیم و هر چیزی را که تولیدکننده می‌گفت می‌پذیرفتیم. اگر می‌گفتند خودرو باید سه چرخ داشته باشد، می‌گفتیم حتماً درست است و اگر می‌گفتند کف خودرو باید از کف خیابان دو متر فاصله داشته باشد، می‌گفتیم حتماً اسراری در این طراحی است که ما نمی‌فهمیم.

اما امروز، هر کسی که در خیابان راه می‌رود و خودرویی دیده است، خود را متخصص خودرو می‌داند. مهم نیست که بنز باشید و آخرین مدل خود را تولید کنید یا تویوتا باشید و با سهم بزرگی از بازار جهانی، محصول جدید خود را روانه بازار کنید.

مردم به سادگی نظر می‌دهند: کاش بنز این آپشن را هم اضافه می‌کرد. تویوتا در طراحی پشت خودرو کم حوصلگی به خرج داده است! شرکت … نباید به سمت تولید خودروی SUV میرفت. طراحی گیربکس فلان شرکت ضعیف است!

شبیه همین ماجرا را می‌توانیم در مورد گوشی‌های موبایل هم مثال بزنیم.

مهم نیست اپل باشید و در صنعت خود پیشرو باشید. یا اینکه استیو جابز باشید و مرده باشید! هر کسی که یک بار گوشی موبایل در دست گرفته است، معتقد است که اگر استیو جابز را دیده بود و نصیحت‌های خودش را مطرح می‌کرد، الان اپل خیلی موفق‌تر بود!

واقعیت این است که اگر نسبت دانش به پیچیدگی محصول را در نظر بگیریم، مشتریان موبایلهای قدیمی نوکیا که نقش گوشتکوب را هم ایفا می‌کرد، دانش بیشتری نسبت به موبایل خود و قابلیت‌هایش داشتند تا کسی که امروز یک گوشی هوشمند مدرن با سیستم عامل اندروید یا iOS خریداری می‌کند.


 

اما اینها دلیل نمی‌شود. مشتری امروز، به خاطر اطلاعات زیادی که در اختیار دارد، معتقد شده است که دانش و تخصص بیشتری هم دارد و به همین دلیل، به سادگی سابق، با چند بیلبورد و تیزر تبلیغاتی عمومی متقاعد نمی‌شود. او خودش را صاحب نظر می‌داند یا در اطرافش، کسانی را می‌شناسد که آنها را صاحب نظر می‌داند.

حالا اگر شما می‌خواهید محصول جدیدی عرضه کنید، باید مدتها در گوش مشتری، داستان‌های مختلف تعریف کنید و برایش حرف بزنید تا او بیشتر یاد بگیرد و در نهایت، وقتی خودش به عنوان کارشناس محصول و خدمت شما را ارزیابی می‌کند، تصمیم به خرید آن بگیرد!

ظهور عرضه کنندگان ارزان قیمت، اتفاق دیگری بود که قواعد بازی را تغییر داد. تقریباً هر محصولی که تولید کنید می‌بینید که چینی‌ها چیزی شبیه آن را به قیمتی ارزان‌تر تولید کرده‌اند. توسعه تکنولوژی به کاهش قیمت تمام شده منتهی شده و اکنون ارزان‌ترین محصولات هم، در بسیاری از قابلیت‌ها با محصولات گرانقیمت، مشابه هستند.

قدرت تفکیک چشم انسان از قدرت تفکیک صفحه نمایش موبایل‌ها کمتر است و تفاوت کنتراست تلویزیون‌ها را به خوبی نمی‌فهمد. گوش ما در شنیدن و تفکیک صدا در مقایسه با کیفیتی که سیستم‌های صوتی امروزی دارند بسیار ضعیف است و دیگر به سادگی نمی‌توان ادعا کرد که کیفیت فلان سیستم صوتی تفاوت فاحشی با متوسط سیستمهای صوتی موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند کارخانه محدود بافته می‌شوند و گاهی پارچه لباسی که شما در خاورمیانه می‌خرید و لباسی که در غرب اروپا یا آمریکای شمالی خریداری می‌کنید به دست یک نفر و زیر یک دستگاه تولید شده است!

پس به نظر می‌رسد که اگر از حد متوسط عبور کرده باشیم، مشتری تا حد زیادی داستان‌ها را می‌خرد! ردبول به نسبت یک نوشابه انرژی‌زای گمنام، داستانهای بیشتری در گوش من و شما خوانده است! به همین دلیل است که گفته می‌شود امروز یک برند، باید خودش را یک ناشر ببیند.

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهای سنتی تبلیغات است. طی دهه اخیر، برندسازی و بازاریابی و تبلیغات و مفاهیم مشابه،‌ بیش از آنکه به نفع تولیدکنندگان کالا و خدمات عمل کنند، به نفع رسانه‌های تبلیغاتی عمل کردند. هر روز تقاضا برای تبلیغات تلویزیونی بیشتر شد. هر کسی دوست داشت در روزنامه‌ها تبلیغ کند. صاحب هر کسب و کار مربوط و نامربوطی، در آرزوی خود روزی را می‌دید که نامش بر روی بیلبورهای خیابانی حک شود.

تقاضای زیاد، قیمت‌ها را هم افزایش داد و از سوی دیگر، مخاطب که هر روز با حجم بیشتری از تبلیغات مواجه بود، بیش از گذشته،‌ نسبت به تبلیغات بی‌تفاوت شد. بیلبوردهای خلاقانه که زمانی تصمیم مشتری به خرید را شکل می‌دادند، امروز به سختی حتی می‌توانند لبخندی بر لب مشتری بیاورند و ایده‌های تکراری هم مخاطب را دلزده کرده است.

چهارمین مسئله این بود که آشنایی مخاطب‌ها با فرایند تبلیغات و همینطور جزییات اجرایی و عملیاتی آن، اثربخشی تبلیغات را کاهش داد. حالا دیگر خیلی سخت است که به بیننده‌ی تلویزیونی بقبولانید که به عنوان یک کارآفرین موفق به تلویزیون دعوت شده‌اید. هر کس که در زیر یک پله به دستفروشی هم مشغول بوده، پیشنهادهای مختلف برای تولید مشترک برنامه‌ها را شنیده است و حتی تعرفه‌ها هم مشخص است. رپورتاژ آگهی در روزنامه‌ها دیگر کسی را هیجان زده نمی‌کند. مردم هنگام دیدن سریال‌ها، زمان دستشویی رفتن خود را با ساعت تبلیغات تنظیم می‌کنند! به عبارت دیگر، همزمان با گران شدن بسترهای تبلیغاتی، اثربخشی آنها هم کاهش یافته است.

وضع فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی هم بهتر نیست. قیمت فالور اینستاگرام مشخص است! بگویید که امروز چند فالور دارید و می‌خواهید هفته‌ی بعد چند فالور داشته باشید تا فالور‌ها را با تخفیف به شما بفروشند! فالورهای کم خاصیت در شبکه‌های اجتماعی زیاد شده‌اند. همانهایی که به روح سرگردان موسوم هستند. در صفحه فیس بوک خود ده هزار فالور دارید و مطلبی که می‌نویسد صد عدد لایک می‌خورد. بخشی از مردم فقط کنجکاوی می‌کنند و بخشی دیگر حتی همین کار را هم انجام نمی‌دهند. شبکه‌هایی مانند وایبر را هم که همگی دیده‌ایم. در یک لحظه همزمان دو تبلیغ در مورد کنسرت یک خواننده و عرضه مستقیم پوشک کودک دریافت می‌کنیم. ایمیل‌های گروهی هم که به سرنوشت پیامک‌های گروهی دچار شده‌اند و هر کسی با کمی صرفه جویی در غذای روزانه می‌تواند بودجه‌ای برای ارسال پیام به همه هموطنان خود ذخیره کند!

بازاریابی محتوا، در چنین بستری شکل گرفت. سوال اصلی بازاریابی محتوا این بود که: چگونه می‌توان از رسانه های قدیمی به شیوه ای اثربخش و ارزان قیمت استفاده کرد؟ همچنین چطور می‌توان از رسانه های جدید که فعلاً بیشتر نقش اسباب بازی و سرگرمی ما را دارند، ابزارهایی ارزان اما اثربخش برای ارزش آفرینی خلق کرد؟

ما در این راستا سعی داریم که با آموزش محتوا در کسب و کار اینترنتی شما را آشنا کنیم.امیدوارم آموزش های ما در زمینه کسب و کار اینترنتی و موفقیت کسب و کار اینترنتی برای شما عزیزان مفید و جذاب بوده باشد.

با آرزوی موفقیت در کسب و کار اینترنتی برای شما همراهان عزیز

بازاریابی محتوا چیست " کسب و کار اینترنتی، آموزش کسب و کار اینترنتی، موفقیت کسب و کار اینترنتی"

منبع: متمم

 با وبلاگ آموزش کسب و کار اینترنتی همراه باشید. در این وبلاگ مطالبی در راستای کسب و کار اینترنتی، آموزش کسب و کار اینترنتی، موفقیت کسب و کار اینترنتی، راه های کسب درآمد اینترنتی ارائه می شود .
با آرزوی موفقیت کسب و کار اینترنتی شما همراهان وبلاگ آموزش کسب و کار اینترنتی
 





نوع مطلب : آموزش کسب و کار اینترنتی Internet Business Trading، کسب و کار اینترنتی Internet Business، مدیریت کسب و کار اینترنتی Business management online، موفقیت کسب و کار اینترنتی Business Success Online، 
برچسب ها : بازاریابی محتوا، کسب و کار اینترنتی، آموزش کسب و کار اینترنتی، موفقیت کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط : بازاریابی محتوا چیست و به چه دلیل شکل گرفت؟ (قسمت دوم)،

اشتراک گذاری مطلب :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


در این وبلاگ مطالبی در زمینه آموزش کسب و کار اینترنتی internet business training، کسب و کار اینترنتی internet business، موفقیت کسب و کار اینترنتی، شبکه های اجتماعی social networking، بهینه سازی سایت و سئو SEO ارائه می شود.

new-e-commerce.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : الهام مداح
لینک دوستان
نفیس فایل
    خرید پروژه، مقاله و پایان نامه
رتبه الکسا
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
Search Engine Submission - AddMe